فاخته- حدود ۲۵سال پیش زمانی که در جنوب کشور حضور داشتم موضوع صادرات میگو به اتحادیه اروپا مطرح بود. برای بسیاری از واحدهای تولیدی و فرآوری یک موضوع کاملاً جدی وجود داشت. اگر ضوابط و مقررات بهداشتی رعایت نمیشد و محصول در هر مرحلهای با عدم انطباق بهداشتی مواجه میشد احتمال برگشت محصول وجود داشت. برگشت محصول یعنی فقط یک محموله از بین نمیرفت. اعتبار واحد تولیدی و حتی بازار صادراتی هم میتوانست آسیب ببیند.
همین موضوع باعث شده بود بسیاری از واحدها بدون اینکه منتظر تذکرهای متعدد باشند و بدون اینکه حتماً پای حکم قضایی یا برخورد قانونی در میان باشد به سمت اصلاح فرآیندها و ارتقای سطح بهداشت حرکت کنند.
چرا؟
چون تولیدکننده میدانست اگر استانداردهای بهداشتی را رعایت نکند بازار خود را از دست میدهد.
در واقع بازار خودش به یک ناظر تبدیل شده بود.
تولیدکننده میدانست خریدار خارجی محصولی را میخواهد که از نظر بهداشتی قابل اعتماد باشد. بنابراین رعایت ضوابط بهداشتی دیگر برای او صرفاً یک دستور اداری نبود. تبدیل شده بود به یک ضرورت اقتصادی.
سالها از آن زمان گذشته است اما هنوز هم در بسیاری از واحدهایی که محصول خود را صادر میکنند همین نگاه وجود دارد. واحد تولیدی میداند کوچکترین مشکل در کیفیت یا الزامات بهداشتی میتواند اعتبار او را در بازارهای خارجی تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین برای کنترل مواد اولیه و فرآیند تولید و شرایط نگهداری و بستهبندی و حمل و نقل و سایر الزامات هزینه میکند.
چرا این نگاه در بازار داخلی به همان اندازه وجود ندارد؟
چرا همان تولیدکنندهای که برای صادرات حاضر است هزینه زیادی برای ارتقای سطح بهداشت انجام دهد گاهی در بازار داخلی حساسیت کمتری نشان میدهد؟
آیا واقعاً تفاوت بین محصولی که برای صادرات تولید میشود و محصولی که مردم داخل کشور مصرف میکنند وجود دارد؟ مسلماً نه.
مردم داخل کشور نیز همان حق را دارند که یک مصرفکننده خارجی دارد.
مصرفکننده ایرانی هم حق دارد بداند محصولی که خریداری میکند از نظر بهداشتی سالم است. حق دارد محصولی با کیفیت دریافت کند و اطمینان داشته باشد که سلامت او در فرآیند تولید و عرضه آن محصول مورد توجه قرار گرفته است.
پس مشکل کجاست؟
به نظر میرسد یکی از مشکلات اصلی این است که هنوز نتوانستهایم در جامعه یک مطالبه عمومی و جدی برای سلامت محصول ایجاد کنیم.
بسیاری از مردم تفاوت میان محصول با کیفیت و محصول کم کیفیت را به خوبی تشخیص میدهند اما تفاوت میان یک محصول بهداشتی و یک محصول غیربهداشتی برای بخش زیادی از جامعه ملموس نیست.
وقتی مردم ندانند یک تخلف بهداشتی چه اثری بر سلامت آنها دارد طبیعی است که موضوع برایشان در حد یک مسئله اداری باقی بماند.
وقتی مصرفکننده فقط به قیمت توجه کند و کمتر درباره سلامت و کیفیت محصول سؤال کند تولیدکننده نیز انگیزه کمتری برای سرمایهگذاری در بخشهایی خواهد داشت که ممکن است برای مصرفکننده قابل مشاهده نباشد.
اینجاست که نقش نظارت اهمیت پیدا میکند.
نظارت فقط برخورد نیست
گاهی تصور میکنیم هرچه تعداد بازدیدها بیشتر باشد یا تعداد پروندههای تشکیل شده افزایش پیدا کند یعنی نظارت موفقتر بوده است.
در حالی که هدف اصلی نظارت باید چیز دیگری باشد.
هدف نهایی این است که واحد تولیدی خودش به این نتیجه برسد که رعایت ضوابط بهداشتی به نفع اوست.
اگر یک واحد تولیدی به این باور برسد که رعایت بهداشت باعث افزایش اعتماد مردم به محصولش میشود برای ارتقای شرایط بهداشتی هزینه خواهد کرد.
اگر بداند محصول ناسالم یا غیرمنطبق باعث از دست رفتن مشتری میشود خودش به دنبال اصلاح فرآیند خواهد رفت.
اگر بداند اعتبار برندش به سلامت محصول وابسته است دیگر منتظر بازرس نمیماند.
در چنین شرایطی نظارت از حالت زور بیرونی خارج میشود و به تعهد درونی تبدیل میشود.
این همان نقطهای است که باید بیشتر به آن فکر کنیم.
ما باید بازار داخلی را نیز حساس کنیم
یکی از راههای مهم برای ارتقای سطح بهداشت در کشور این است که مصرفکننده را به یک مطالبهگر واقعی تبدیل کنیم.
مصرفکننده باید بداند محصول سالم چه ویژگیهایی دارد.
باید بداند زنجیره سرد چرا اهمیت دارد.
باید بداند تاریخ تولید و شرایط نگهداری چه معنایی دارد.
باید بداند چرا عرضه محصول خارج از شرایط بهداشتی میتواند سلامت جامعه را تهدید کند.
باید بداند تفاوت بین محصولی که فقط ظاهر مناسبی دارد و محصولی که فرآیند تولید سالمی داشته است چیست.
وقتی مردم این آگاهی را پیدا کنند انتخاب آنها تغییر خواهد کرد.
و وقتی انتخاب مصرفکننده تغییر کند رفتار تولیدکننده هم تغییر میکند.
در چنین شرایطی دیگر لازم نیست برای هر واحد تولیدی یک بازرس دائمی داشته باشیم.
بخشی از نظارت را خود بازار انجام خواهد داد.
اینجاست که نقش رسانه و خبرنگاران بسیار مهم میشود!
رسانه میتواند موضوعات تخصصی بهداشت مواد غذایی را برای مردم ساده و قابل فهم کند. میتواند به مردم بگوید چرا زنجیره سرد اهمیت دارد. چرا شرایط تولید و نگهداری مواد غذایی مهم است و چرا یک تخلف بهداشتی فقط یک تخلف اداری نیست بلکه میتواند با سلامت مردم ارتباط مستقیم داشته باشد.
از طرف دیگر رسانه فقط نباید تخلف را منعکس کند. باید واحدهای موفق و تولیدکنندگانی را که برای ارتقای سطح بهداشت سرمایهگذاری میکنند نیز معرفی کند.
اگر مردم آگاه شوند و سلامت محصول را مطالبه کنند بازار نیز به کمک نظارت خواهد آمد.
در این صورت تولیدکننده برای رعایت بهداشت فقط از ترس جریمه و برخورد اقدام نمیکند بلکه میداند اگر سلامت محصول را جدی نگیرد مشتری خود را از دست خواهد داد.
در واقع یکی از راههای رسیدن به نظارت مؤثر این است که بهداشت را از یک الزام اداری به یک مطالبه عمومی تبدیل کنیم.
نظارت زمانی به نقطه مطلوب نزدیک میشود که تولیدکننده قبل از حضور بازرس خودش به فکر اصلاح باشد و مصرفکننده نیز سلامت را یکی از معیارهای اصلی انتخاب خود بداند.
در چنین شرایطی فشار نظارتی کمتر و اثرگذاری آن بیشتر خواهد شد.
شاید تجربه صادرات میگو بعد از نزدیک به سه دهه هنوز یک پیام مهم برای ما داشته باشد.
وقتی بازار به سلامت محصول حساس شود تولیدکننده خودش برای حفظ بازار به سمت رعایت بهداشت حرکت میکند.
بنابراین شاید یکی از مهمترین وظایف امروز ما این باشد که این حساسیت را از بازار صادرات به بازار داخلی منتقل کنیم. در این مسیر رسانه و خبرنگار میتواند یکی از مؤثرترین ابزارهای ما باشد.
دکتر رضا افشاریان
رئیس اداره نظارت بر بهداشت عمومی و مواد غذایی
اداره کل دامپزشکی خراسان رضوی
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.